ماه آخر
ناز دخترکمممممم ![]()
ماه های با تو بودن به آخر رسیده و طبق سونوی اولم 24 این ماه (دی ) روز تولد توست ، منم واسه اینکه بتونم زایمان راحتری داشته باشم هر روز میرم پیاده روی تو پارک نزدیک خونه مادرجون (پارک صفا )
این روزها حسابی وزن گرفتی و باعث شدی شکمم بزرگ شه و وزنمم به 74 رسیده و با بابایی تصمیم گرفتیم بریم آتلیه و از این دوران خوش با تو بودن عکس بگیریم ، که بابایی هم واسه هفته آخر بارداری در آتلیه چشم شیشه ای وقت گرفت و من و تو و بابایی رفتیم و کلی با هم عکس گرفتیم .
شب ها دیگه خوابیدنم خیلی سخت شده
چون که به هر پهلو که می خوابم با پاهای کوچولوت بهم فشار میاری و منو مجبور میکنی که تند تند جابجا بشم و یه چیز جالب که چند بار دیدم پاهای ناز و کوچولوت بود که موقع لگد زدنات بخوبی از روی شکمم دیده میشه و با دیدن این صحنه خیلی خوشحال میشم و دوست دارم هرچی زودتر بیایی تو بغلم تا پاهاتو ببوسم ![]()
راستی گلم امتحانای دانشگامم از 25 دی شروع میشه
ازت میخوام یکمی زودتر بیایی پیشم تا بتونم به امتحانام برسم
چون با تاریخ سونو 1 روز بعد از زایمان امتحان دارم گل نازم همه وسایل های لازم برای بیمارستان هم گذاشتم توی ساکت و هر روزم نگاشون میکنم که مبادا چیزی کم باشه .خلاصه عزیزم همه چی برای ورود شما به اغوشم امادست......
انشاالله بزودی صحیح و سالم ببینمت



ماه آخر
